خب عزیزم
با عدم احتساب دقیق دقیقه ها
فکر می کنم همین موقع ها بود
که زنگ می زدم و پشت خطت می ماندم.
تا صبح که خواب به چشمم نیامد.
بعد از آن هم که انکار خونسردانه ات دردی را دوا نکرد.
و من از آن شب تا به الآن
مدام با خودم فکر می کنم
پس آن حرف ها
آن حرف ها
آن حرف های قشنگ
چه بلایی سرشان آمد؟!
چه بلایی سر من آمد؟!
با من در خودت چه کردی؟!
چه طور کنارم گذاشتی؛ بی هیچ دلیلی.
در عرض چند ساعت چه طور من را فروختی.
من این همه پستی را چه طور در تو ندیدم.
چه طور باورت کردم.
نه
تو فقط به من بگو
فقط بگو
چه طور ترکم کردی؟!
+ نوشته شده در جمعه 26 مهر1387ساعت 0:54 AM توسط ستایش