آنانکه علی خدای خود پندارند کفرش به کنار عجب خدایی دارند
.............................................
شهادت حضرت علی (ع) بر تمامی انسانهای عدالت پرور جهان تسلیت باد.
*این شبها شبهادعاست. من تا حالا مراسم احیا نرفتم. از قرآن سر گرفتن و دعای جوشن کبیر و اسما متبرکه چیزی نمی دونم.
بحث اعتقادیش به کنار
اما اگر شماها رفتین. موقعی که دارین میگین الغوث الغوث ما رو هم دعا کنید.
یا حق
ستایش
+ نوشته شده در شنبه 22 مهر1385ساعت 9:59 PM توسط ستایش |
محمد جون
بدترین شرمندگی تو دنیا اینه که یکی ازت توقع داشته باشه اما تو نتونی توقعش رو برآورده کنی.
گفتن معذرت می خوام و شرمنده هستم و ببخشید و...
این حرفا
دیگه فایده نداره
به قول معروف برای شکستن یه دل یک ثانیه لازمه اما برای به دست اوردنش...
به خاطر همین منم میدونم به دست اوردن دل تو چیزی نیست که با این حرفا مشکلش حل بشه.
اما چون دل تو قشنگه بزرگه
میدونم هم من رو و هم شیرین جون رو می بخشه.
مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تولدت مبارک گل پسر هوشتورودو هوشتورودو
کلاه به سر
قند و عسل
شیر و شکر
و... (قافیه های بعدی رو خودت جور کن)
ایشالا زیادی عمر نکنی چون عمر زیاد خوب نیست.
و سال بعد تولدت رو همراه من، شیرین، مرتضی، حامد، هاشم، سجاد و 14تا بچت جشن بگیری.
بوس
بوس![]()
+ نوشته شده در جمعه 21 مهر1385ساعت 5:29 PM توسط ستایش
اما بهتر از اینه که آدم بعضی چیزا رو فراموش کنه. البته من که فراموش نکردم، واقعا نمی دونستم. اما در کل شرمنده. میلاد جون تولدت مبارک هوشتورودو هوشتورودو نمیگم هزار سال اما امیدوارم به اندازه ی کافی عمر کنی و همیشه موفق و شاد باشی. بوس
هر چند خیلی دیره
بوس![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 0:14 AM توسط ستایش
پارسال لیگ برتر جذابیت نداشت
حتی کسایی هم که عشق فوتبال بودن لیگ رو دنبال نمیکردن
اونایی هم که دیدن بازیهای ایرانی براشون افت داره بحسشون جداست
کش مکشهای جام جهانی هم قاتی ماجرا شد
جام حذفی هم که بی خیال
یه جوری سر و تهش رو هم اوردن
خوب بازی کردن و پیروزی های استقلال کلافه کننده شده بود
و برعکس. پرسپولیس هر روز بدتر از دیروز میشد و تازه آخر فصل یادش افتاده بود که باید فوتبال بازی کنه
هر چند به قول عادل اگر لیگ برتر ادامه پیدا میکرد پرسپولیس راهی دسته1 میشد.
حرفای تکراری علی پروین و توجیح ها بیخودی و بی غیرتی بازیکنا و خراب کاری های مهرزاد معدنچی مثل خوره به روح ما می افتاد.
از بین رفتن تیمی که یه روزی سرور بود لااقل برای همه ی کسایی که پرسپولیس رو واقعا دوست داشتن غیر قابل باور بود.
نمی خوام از عشقم به پرسپولیس و فوق العاده بودنش صحبت کنم چون حرفی توش نیست.
فقط میخوام بگم که لیگ سال پیش وحشتناک بود. آخرش هم که با قهرمانی استقلال تمام شد به وحشتناکیش اضافه میکرد.
حالا خوبه اون اتفاق های مسخره توی جشن قهرمانی استقلال پیش اومد که ما پرسپولیسیا زیادی حرص نخوریم.
خلاصه ما لیگ پارسال رو به امید امسال تموم کردیم.
اومدن نیکبخت به پرسپولیس مهمترین اتفاق بود. استقلال رو به خاطر نیکبخت دوست داشتم (دوست داشتن که نه.عاشقش بودم. از همین عشقای احمقانه) که خدارو شکر به پرسپولیس اومد.
من از اولش هم میگفتم که پیراهن قرمز خیلی بیشتر به نیکی جون میاد. هرچند که رفتن انصاریان به استقلال حسابی حالم رو گرفت. انصاریان آخر غیرت و عشق پرسپولیس چه طور میتونه لباس استقلال رو بپوشه. هر چند که اون گفت هزار برابر غیرتش روی پرسپولیس رو روی استقلال داره.هه. خوش به حال استقلال با این همه غیرتمند. انصاریان و هاشمی نصب و امثال اینا ارزونی شما.
امسال با اینکه جام حذفی رو از دست دادیم اما لیگ خوبی رو شروع کردیم که امیدوارم این روند ادامه پیدا کنه.
پرسپولیس بازیکن های خوبی داره خوب بازی میکنه گل میزنه گل نمی خوره و در آخر به حق میبره.
لیگ امسال قشنگ تر شده. واقعا لیگ بدون پرسپولیس زلزله معنی نداره.
به امید پیروزی های بعدی پرسپولیس.
..............................................................................
پ.ن1: امروز پرسپولیس از پیکان2_0 برد. گل دوم رو نیکی جون زد که 3گله شد. الآن 3تا بازیه که فرشید کریمی گل نخورده (چشمش نزنیم خدای نکرده).
پ.ن2: به پرسپولیسیا تبریک میگم. حسودا میتونن نخونن.
پ.ن3: نظری در مورد تیم ملی ندارم. نظری در مورد بازی های این هفته هم ندارم.
پ.ن4: تیمی که مربیش قلعه نوعی باشه دیگه... معلومه دیگه
پ.ن5: بدبختی اینه که ما دنبال یه مربی بزرگتر از برانکو میگشتیم فقط نمی دونم چرا به قلعه نوعی رسیدیم؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پ.ن6: نمی دونم چرا این تیم ملی اینقدر شبیه تیم استقلاله. انگار بازیکنا فقط رنگ لباسشون عوض شده! نظر شما چیه؟
پ.ن7: بی خیال. تو کشور ما هیچ چیز نباید پیشرفت کنه. اینو هنوز نفهمیدم.
تذکر: استقلالی ها لطفا فحش ندهید.
+ نوشته شده در سه شنبه 11 مهر1385ساعت 0:39 AM توسط ستایش |
دلم خیلی ازش گرفته
نمی دونم شاید اصلا ازش متنفرم
شایدم حالم ازش بهم می خوره
نمی دونم
فقط می دونم این حس داره کلافم می کنه
داره داغونم می کنه
خیلی دلم میخواد برای همه تعریف کنم
به همه بگم
شاید یه کم از باره دلم سبک بشه
نه اشتباه نکن
من قرار نیست ماجرای یه دوست پسر نامردو که من رو گذاشته رفته تعریف کنم
قرارم نیست که جریان یه شکست عشقی رو بگم
اصلا قرار نیست چیزی بگم قرار نیست کسی چیزی بدونه
حتی می دونم خودشم روحش خبردار نمیشه.
از این موضوع خیلی خوشحالم
بعضی وقتا بهتره بعضی از آدما ندونن که چقدر حالمون ازشون بهم می خوره.
........................................................................................
پ.ن1: مدرسه ها بالاخره باز شد. کی از این شروع مسخره خوشحاله؟!
پ.ن2: خیلی بامزس که مامانم مثل من هر روز صبح باید بیدار بشه فقط فرق بین من و اون اینه که من هر روز حرص می خورم و اون هر روز 20تا مثل من رو حرص میده.
پ.ن3: نظرتون در مورد رشته ی ریاضی چیه؟
پ.ن4: چقدر چرت و پرت گفتم. میبینی؟ .................. بوس بوس

+ نوشته شده در شنبه 1 مهر1385ساعت 1:54 PM توسط ستایش |
امروز با اینکه اول مهره،
امروز با اینکه کله ی سحر بیدار شدم،
امروز با اینکه شروع بدبختیاس،
اما...
اما امروز اول مهره
و اول مهر با همه ی این حرفا یه روز فوق العادس چون
خدا تو این روزتو رو به من داده
خدا تورو فقط برای من آفرید چون می دونست یه روزی فقط مال من میشی.
گلم، خولم، خوشگلم
1تای قلب من
2باره ی وجود من
3تاره ی شب من
4ره ی درد من
5جه ی آفتاب من
6شه ی عمر من
تولد قشنگت مبارک
بوس بوس
....................................................................................
پ.ن1: بی خیال از اینکه من پای عشقت جون میدم بدون اینو یه روزی عشقو بهت نشون میدم.
پ.ن2: همین......................
+ نوشته شده در شنبه 1 مهر1385ساعت 1:46 PM توسط ستایش